خرید بک لینک
نامه‌ای به دخترم(۶) نور دیده‌ام هرگاه و در هر نقطه‌ای از زندگی زیبایت حس کردی رفتن لازم است حتی لحظه‌ای درنگ نکن! انسان باید سیال و روان و جاری باشد اصلا رفتن برای آدمیزاد است که اگر نه بوی گند مرداب وجودش هوا را مسموم خواهد کرد.دخترکم، رفتن از سخت ترین کارهای زندگی‌ست اما بدان شعف رسیدن به هدف چنان در وجودت رخنه میکند که زهر تلخی جدایی را خواهد گرفت.و من تمام آرزویم این است که نه سدی در مسیر جویبار وجودت بلکه نسیمی باشم همراه و هم گام‌ات... نورِ دیده‌ی مادر♡

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:45

نمیشه عشقو که همینجوری خرابش کرد... چقدرررر دلم تنگ شده بود برات دخترکم...اصلا یادم رفته بود که سنگ صبوری به خوبی تو دارم... در زمان حاضر اما بعد از مدتها دوباره به اینجا برگشتم... با کوله باری از بغض... از بغض غلط بودن همیشگی یه جای کار... لنگیدن یه گوشه کار... بر وفق مراد نبودن روزگار و بغض و بغض و بغض...عین روووووز ته این داستان هم برام روشنه اما از ته دل امیدوارم اشتباه کنم؛ هرچند که بعید میدونم چون داره از ته دل ناامیدم میکنه!پ.ن۱: حس احترام و ارزشمندی!پ.ن۲: عنوان از کوه یخ فرزاد فرزین

برچسب: نویسنده: زهرا جعفری تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 14:45

صفحه بندی